حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

276

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

اصحاب ما « 1 » ، از أبى عبد اللّه عليه السّلم ، كه كفتند : « ما در حضرت او نشسته بوديم ، و هيچ ذكر خراسان در ميان نبود ، پس بابتدا امام فرمود : خراسان خراسان ، سجستان سجستان ، كوئيا من مىبينم و مشاهده مىكنم ، كه اهل رى بر شتران نشسته‌اند ، و بجانب قم ميرانند ، و اين كاهى باشد كه پنج يك از دو ذانك روى بذيشان آرند » « 2 » . يعقوب بن يزيد روايت كند ، از أبى الحسن كرخى ، از سليمان صالح ، از أبى عبد اللّه عليه السّلم كه : « روزى از روزهاى فتنهآىء بنى عباس ، و آنچ ازيشان بمردم مىرسد در حضرت أبى عبد اللّه باز مىكفتند . ما كفتيم : جانهآىء ما فدآىء تو باد ، جون جنين باشد مفرّ و كريزكاه ، و ملجأ و پناه كجا بود ؟ فرمود : از عراق به كوفه و حوالى آن ، و بقم و حوالى آن . پس فرمود كه : در قم شيعت و دوستان ما باشند ، و بنا و عمارت در آن بسيار شود ، و مردم بذان قصد كنند و جمع شوند ، تا غايت كه ديه جمر در ميان عمارت بناهآىء آن واقع بود » « 3 » . و همچنين در روايت شيعه آمده است كه : « قم در عمارت ، و كثرت مردم ؛ قيمت زمين آن بنوعى برسد ، كه آن مقدار كه اسبى را بر آن ببندند بهزار درهم باشد » « 4 » .

--> ( 1 ) . در « بحار الانوار : 57 / 215 » : عن بعض أصحابه . ( 2 ) . اين روايت را علّامه مجلسى به همين سند - بجز جمله پايانى روايت را - در « بحار الانوار : 60 / 215 » به نقل از تاريخ قم آورده است . ( 3 ) . اين روايت را علّامه مجلسى در « بحار الانوار : 60 / 215 » به همين سند به نقل از تاريخ قم آورده است . ( 4 ) . اين روايت را علّامه مجلسى در « بحار الانوار : 60 / 215 » به همين سند به نقل از تاريخ قم